آرکئوپتریکس

آغاز ِ یک پرنده

آرکئوپتریکس

آغاز ِ یک پرنده

روزای خاکستری..

سه شنبه, ۴ دی ۱۳۹۷، ۰۲:۰۸ ب.ظ

به خودم که میم می بینم در تمام این روز ها،فقط بقیه بودن!در تمام روز هایی که یادم میاد،هر کاری که کردم بخاطر بقیه بوده.آرزو هام حتی به دست بقیه طرح شدن.

به دست بقیه جریان گرفتن.

به دست بقیه قطع شدن.

نمی دونم این روز ها تا کجا قراره ادامه پیدا کنن،تا کجا قراره من ادامه پیدا کنم.منِ قدیم کی قراره عوض بشه.

این روز ها.کمتر کناب می خونم.کمتر فیلم می بینم.کمتر فکر می کنم.

این روزها وسطِ یک جزیره نشستم،تنها.

به دور و اطرافم نگاه میکنم.می خوام بگم کمک.یکی بیاد من رو نجات بده.یکی طلسم تنهاییِ من رو بشکنه.اما 

حالِ حرف زدن.حالِ داد کشیدن،هوار زدنم نیست!

۹۷/۱۰/۰۴
سارا :)

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">