آرکئوپتریکس

آغاز ِ یک پرنده

آرکئوپتریکس

آغاز ِ یک پرنده

من پس از او..

جمعه, ۱۶ آذر ۱۳۹۷، ۱۲:۰۳ ق.ظ

دوستش دارم.انگار از ازل باهاش آشنا بودم.دلم براش تنگ میشه.هر چی که نداشته باشه باز هم من فقط داشته هاش رو می بینم.میدونم که مسیرِ سختیه مسیرِ با اون بودن.میدونم که زندگی هر چقدر جلوتر بره زندگی برای هر دومون سخت تر خواهد شد.و صددرصد برای اون سخت تر از من.

ولی من دوستش دارم.میخوام که بهش بگم!اما از پس زده شدن می ترسم.از اینکه من رو فراموش کرده باشه می ترسم.این اولین باره که دارم با این حد از شفافیت راجع به مسائل شخصیه زندگیم حرف می زنم.

اینکه بخوام هر کس دیگه ای رو،حتی اگر به نظر بقیه بهتر از اون باشن،کنارم بپذیرم،برام مزخرف ترین کار جهانه!غیر ممکن ترین!

از اینکه بخوام هر روز عشقش رو یدک بکشم،و مستاصل و از خود بی خود هی بگم شاید امروز شاید فردا،خستم!

از طرفی هنوز به این شجاعت نرسیدم،هنوز نمی دونم اعتراف به اینکه دوستش دارم تا چه حد میتونه درست باشه،گاهی حتی میگم آیا واقعا من اونو دوستش دارم؟

اما میدونم،

اعتراف به دوست داشتنش به مراتب آسون تر از یدک کشیدن و حمل کردنِ دوست داشتنش خواهد بود!میدونم..

۹۷/۰۹/۱۶
سارا :)

نظرات  (۲)

خوبه که یه نفرو دوست داری یا بهتر بگم خوبه که یه نفر رو توی زندگیت ملاقات کردی که لیاقت داشته دوستش داشته باشی...من تجربش نکردم اما بنظرم بهتره اون ادم رو ملاقات کنی تا بدون تجربه یه عشق پاک از این دنیا بری...
من اگه بودم یکم بیشتر ملاقاتش میکردم و وقتی از لیاقتش مطمین میشدم بهش میگفتم...

پاسخ:
اوهوم :) 
۱۸ آذر ۹۷ ، ۰۰:۲۷ سایه بیداری
با آرزوی رسیدن به آرزوهایتان . 
موفق باشید . 
پاسخ:
ممنون :) 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">